مژده  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 17 خرداد 1385 در ساعت 04:09 ب.ظ

(هوالمحبوب)

می‌رسدم دم به دم مژده دیدار یار

وه چه خنک باشدم بوی خوش آن دیار

حال من ار رو نهاد سوی ضعیفی چه باک؟

ضعف ز اندوه دوست می‌کندم کامکار

من که نخواهم دگر کعبه و دیر و کنشت

میکده بنمائید بهر من میگسار

مطرب غماز من حال نزارم چو دید

عشق دوهفتم نمود، لیک شدم بی‌قرار

دیده من خون شدی، درد من افزون شدی

درد من افزون شدی، تا که شدم کامکار

نظرات (21)
سلام
شعراتون عالیه
کتاب چاپ شده دارید
من براتون ارزوی موفقیتهای بیشتری رو دارم
و از نظر لطفتون ممنونم
سلام
ببخشید که دیر به دیر سر می زنم امیدوارم که همیشه شاد و سربلند باشید شعرتون به دلم نشست مخصوصا بیت آخر اون
سلام خوبی متن زیبایی بود من هم متن جدید دادم اومدم دعوتت کنم به حسرت عشق دلم بهم حتما سر بزن و مثل همیشه تنهام نزار ممنون موفق باشی قربانت مریم
غزل قشنگی بود٬
مثل همیشه...
من آپم٬خوشحالم میکنی بازم بیای٬
موفق باشی٬
سلام...
سلام .خوبی.مطلب قشنگی بود.گاهی باید در انتهای درد باشی تا لذت چیزی رو درک کنی.خوش باشی.یا علی
سلام
شعر بدی نبود
ولی راستش رو بخوای شعرهای قبلیت بهتر بود
زیاد زبن شعرت رو نفهمیدم
مرسی خبرم کردی
بازم منتظرم
خدایا به هر که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکه دوستتر میداری بچشان که که دوست داشتن از عشق برتر است
سلام زیبا بود موفق باشی
راستی یادم رفت پست الکترونیک روبرات بذارم.خوشحال میشم ازارتباط بیشتروبهتر.
پدرآن شب اگرخوش خلوتی پیدانمی کردی.توای مادراگرشوخ چشمی هانمی کردی.درآن آتش شهوت شرربرپانمی کردین.
کنون من هم زدنیا بی نشان بودم... .
تاابد بارانی ام.
پیروز.شاد.سربلند.درپناه یگانه عاشق...
سلام.ممنون ازاینکه سرزدی وممنون ازاینکه تلافی کردی.
خیلی وقتاآدما شادندوخیلی وقتاهم پرازغصه.بهم خرده نگیراگه یه وقتایی ازهمه چی دلزده میشم.توکه باید بهتربدونی.آدما همیشه یه جورنیستند.تو وحرفات یابهتربگم نوشته هات همیشه منو یادیکی ازبنده های خوب خدامی اندازه.بخاطرهمین دوست دارم همیشه بهت سربزنم وهمیشه بهم... .بیشترازگذشته نیازمند حضورت هستم.
درپناه حق پیروزوشادباشی.
تو که اینقد قشنگ می نویسی...یعنی همون شعر می گی...چرا کتابتو چاپ نمی کنی؟....شایدم چاپ کردی نمی دونم.....اگه چاپ کردی بگو....
سلام....

ببین فک کنم ایراد از پی سی من بود....چند بارم رفرش کردم ولی درست نشد...مصرع دوم تموم بیتا واسه من نصفه بود!...نمی دونم شایدم مدلش بود!!!

!!!!!!
سلام شعرتون مثه همیشه زیباست اما در بیت آخر برای حفظ آهنگ بهتر نبود مینوشتید:دیده من خون شده، درد من افزون شده....درد من افزون شده تا که شدم کامیار
جسارت منو البته باید ببخشید
موفق وشاد باشید
دوست خوبم:
ممنون از راهنمائیت
اصلاحش کردم
سلام
باز هم خسته نباشید
ممنون که به خاکریز امتداد سبز سر زدید
شعر دلنشینی بود
باز هم به ما سر بزن
الهم عجل لولیک الفرج
در پناه حق
گل سرخ انتظارم
خدا کند که بیایی
سلام. من حاجی نیستم.
فکر می کنم می دونم دنبال چی هستم و چی می خوام...
در مورد شعرت هم ... خیلی زبان ات کهنه ست...
این ترکیب ها خیلی خیلی تکراری شده اند...خیال نو ارزش دارد...
شعر های وبلاگم هم مال خودم است...
یارب... .
دوست خوبم:
تاریخ سرودن شعر بهار سال هفتاده. پانزده سال پیش. خودمم خیلی نو نیستم.
زندگی ریاضی است پس خوبی ها رو جمع کنیم غم ها رو کم کنیم شادیها رو ضرب کنیم دردها رو تقسیم کنیم نفرت رو زیر رادیکال ببریم دوستی ها رو به توان برسونیم از قــلــــبــــهــامون فـــاکــــتـــور بگیریم

بازم به مرام من

سلام ! آپم خوشحال میشم بهم سر بزنی
شعرت مثل یه فال خوب به دلم نشست
سلام دوست گرامی !!!


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
، بلکه گذاشتن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاریست.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
، بلکه پنهان کردن قلبی ست
که به اسفناک ترین حالت شکسته شده
---
دفتر بی خطم با خطهایی پریشان منتظر است دستی اورا ورق بزند...
....................................................................بدرورگرامی...
سلام
خیلی عالی و زیبا بود پیشم بیا منتظرتم
سلام
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
توی کامنتی که برام گذاشته بودی دو چیز رو نگرفتم: یکی منظورتون از تیکه پاره شدن سلیقه و دوم منظورتون از بی موقع بودن. با این حال ممنون که سرزدید
خیلی دلنشین بود ...
دلشادم کردی با آمدنت !


موفق باشی گل همیشه بهار
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد