X
تبلیغات
رایتل

بیست در بیست  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1385 در ساعت 11:34 ب.ظ

 (هوالمحبوب)

اون روزم درست بیستم دی‌ماه بود، ولی درست بیست سال قبل... دوم دبیرستان بودم... یادش بخیر... روزی که خدا رو با چشای خودم دیدم... چقدر اینجوری گذشت... به قول شما چقدر زود دیر شد. کاش... کاش... اصلا بیخیال... همون قبلی رو یه بار دیگه با من میخونی؟

کاشکی واژه‌ای به نام "کاش" تو واژه‌ها نبود

کاشکی "ناامیدی" تو کتاب دهخدا نبود

کاش می‌شد یک کاری کرد تا هیچ دلی یخ نزنه

کاش حدیث تنهایی بجز تو قصه‌ها نبود

کاش می‌شد یک کاری کرد پنجره‌ها بسته نشن

کاشکی پشت پنجره تاریکی و سرما نبود

کاش یه بار وقت بذاریم، رو آینه دسمال بکشیم

کاش روی برگای شمدونی دود سیا ‌نبود

...

کاش دلامون بیخودی اسیر رنگا نمی‌شد

کاش قفس فلزیا جای قناریا نبود

کاش پرستوها دیکه شهرمونو ترک نکنن

کاشکی فصل عاشقی تو شهر ما کوتا نبود

کاش کتاب قصه لیلی و مجنون نمی‌سوخت

کاشکی عشق قربونی توی خیابونا نبود

کاش نماز عشقمون فقط یه رکعت بود و بس

کاشکی دهلیز دلامون یکی بود، دوتا نبود

کاشکی بین من و تو، یه شخص ثالث نمی‌بود

کاش غزل گفتن من بسته به این چیزها نبود

کاش کتاب زندگی یه‌جور دیگه ورق می‌خورد

کاش می‌شد یک کاری کرد تا دیگه ایکاش‌ها نبود

کجا رفت تاثیر سوز و دعا

یه عکس یه دنیا خاطره، یه یادگار، یه کهنه رنج... یه دل که پر کشیده تا غروب کربلای پنج

کسی هست بهم بگه دفتر خاطرات من کجاس؟

نظرات (61)
سلام
کامنت قبلیم نمیدونم چرا نیست؟؟
لینکتون اضافه شد
ببخشید که با تاخیر بود
منتظرتونم
یا چیزی بنویس که ارزش خواندن را داشته باشد یا کاری بکن که ارزش نوشتن داشته باشد
به جونه خودم تو این پست نظر داده بودم...............
سلام دوست گرامی
شعرتون رو خوندم
زیبا بود لذت بردم
من هم به روز هستم
خوشحالم میکنید تشریف بیارید
و منو ا زنقد و نظرتون بهره مند کنید
سلام آشیانه شعر به روز شد ودر انتظار عطر حضور شماست
شاد وموفق باشید درپناه خداوند
سلام .. این عکس خودتون بود؟ واقعا ناراحت شدیم ... چی شده بود ؟؟؟؟؟ شما جبهه بودین؟ امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشین ...
منتظرت هستیم ..یه سری بزن ... بای
سلام علی قلب زینب الصبور

کاش که عشق قربونی توی خیابونا نبود
امروز داشتیم با دوستام در این مورد حرف می زدیم یاد خاطراتی که تلخ بودنش هم یه شیرینی خاصی داره

شاد باشی از ظهور مولا
یا علی
مطمئنم دلت خیلی می خواسته که توو این روزاااا آپ می کردی!........
کاشکی اینقد زود دیر نمیشد
سلام
کجایینننننننننننننننننن؟
خدای نکرده مشکلی که نیست؟
آپ شدم
خوشحال میشم سر بزنی...
خوش باشی...
«اگه خدا اراده میکرد و من و شما رو در زمون امام حسین (ع) به دنیا می آورد، آیا جزء سپاه امام بودیم یا سپاه یزید؟!»....

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج
سلام
هنوز وبلاگت درست نشد
اون آدرسی که نوشتی چرا اصلا باز نمیشه ؟
در ماتـم تو ســیاه پوشــیده جهان
خشکیده تمام اشک های اسمان
آن لحظه که می بردی حیثـیت آب
ایکاش که میمرد زمین و هم زمان
...
التماس دعا...
ای وااای!

هنوزم مشکلت مثل این که حل نشده!....
والا نمی دونم چی بگم!....بلاگ اسکای باید زودی ترتیب اثر بده که اونم انگاری خوابش برده!....
من جای تو بودم!....هر روز ۹۷۵۹۰۷۴۳۵نامه می فرستادم که کفرشون درآد رودی جواب بدن!....

سلام
فرارسیدن ماه محرم را به تمامی شیعیان تسلیت عرض می نمایم
شما را دعوت به عضویت در مجمع وبلاگ نویسان مسلمان می نمایم.( البته اگر عضو نیستید )
آدرس سایت این مجمع در صدرا وب موجود است
با یک مطلب درباره ماه محرم بروزم و منتظر قدوم شما هستم.
مطلب شما را خواندم. مطلب زیبایی بود.
موفق و پیروز باشید
گویا طلوع مى‏کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامى ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست‏
این رستخیز عام که نامش محرم است

سلام...
ایام شهادت سالار شهیدان بر شما تسلیت باد.
زیبا بود.
و ای کاش محرم را درک کنیم...
نگین به روزه...منتظرم.
التماس دعا.
یا علی.
سلام.تعداد بازدیدهات رسیده به۸۰۰۰به بالا.اکه وبلاک منم بود الان خیلی بیشترازبازدیدهای شمابود.دلم تنک شده براش.
مهم نیست.به جاش جیزهای بهتری نصیبم شده.نظرت جیه؟؟؟؟؟؟
راست میگی .
خدا اینهمه راه گذاشته تا طعم این لدت رو به من بچشونه .
یه جمله توی کامنتها نوشته بودی در جواب دوستت که خیلی روی من تاثیر گذاشت .
نوشته بودی که وقتی با خدا دعوات میشه طرفدار کدوشون هستی ؟ خودت یا خدا ؟
ساعت هاست دارم به این جمله فکر میکنم

خدا خیلی مهربونه و همین مهربونی زیادش گاهی آدم رو گستاخ میکنه .
دعا کن برام اینهمه نعمتهاشو بهتر ببینم .
خدا برام چیزی کم نزاشته اینو از ته دلم میگم .
حتی اگر در سختی ها منو قرار میده حتما میخواد محکم بشم نه ؟
دعا کن
خیلی به دعا احتیاج دارم
آره کاش اینطور که میگی میشد...کاش.........
کاش به حسرت دیروز نمی ماندیم
به روزم و منتظر نظرات خوب شما
سلام
بشنو از نی چون حکایت میکند
از غم دنیا شکایت میکند
وه که انسان شد چنان بازیچه ای
تا بزیر پا شود قالیچه ای
کز غرور او نمی بینی نشان
با زبانی بی زبانی , بی زبان
در سکوتش میدهد تن بر قضا
تا که شاید همچنان باشد رها
کو رهائی در جهان وزندگی
این فقط دارد سخن از بنده گی!!!
او که فریادی شدو چیزی نگفت
در زبونیهای خود با غصه خفت
آنگه فریادش رسیده بر جهان
گوشه زندان نشسته بی نشان
آه از این قرن تمامی سوختن
دیده بر فردا وفردا دوختن
تا گذر باشد تمام عمر ما
کنج دیوار سکوتی بیصدا
بس کن ای نی, چون حکایتی میکنی
اشکهایم را روایت میکنی
بّه که منهم در سکوتم جان دهم
یا که جانم در پی ایمان دهم
(شعر از فرزانه شیدا جمعه29 دیماه 1385)
آشیانه شعر به روز شد
موفق وشاد باشید
سلام.
من تازه وبلاگ شما رو دیدم و زیاد باهاتون آشنا نیستم.خوشحال میشم اگه بیشتر توضیح بدین که ۲۰ سال پیش چه اتفاقی افتاده
مرسی
سلام.....از اینکه دیر به دیر می یام شرمنده!!!۱
سلام
میشه بپرسم شما الان کجاید
و برای چی تبعید شدید
اصلان واقعا تبعید شدید یا خودتون رو تبعید کردین
سلام همشهری.خوبی؟ چرا جوابمو ندادی؟ پس کامنتی که واست گذاشتم کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قهری؟
سلام
پس کامنت قبلی من کو؟
مگه چی نوشته بودم که تایید نشده؟؟؟؟؟
سلام.بازم که خبرم نکردی.نمی خواستم بیام اما... .میدونستم یه چیزجالب وباحال گذاشتی.
نظری نمیدم.تابعد... .
باران...می بارد...
نمیدونم ازکجا بود
نمیدونم به کجا رفت
همش ازخودم می پرسم
که چرارفت اون کجارفت
آخه اون بود همه رویام
همه عشقم همه دنیام
آخه بی اون یه اسیرم
خیلی خسته ام خیلی تنهام
جماعت یه دنیا فرق بین دیدن وشنیدن
نمیدانم چرا ناخوداگاه وقتی داشتم نظر به ظاهر طنز قبلی رو مینوشتم تو فکر شهیدمجید وهمین حرفها بودم که با قلم شما نوشته شد شاید اگر کسی مثل شماها اینها را نگوید فکر میکردم اینها خواب یا رویا یا افسانه بوده
اتفاقی که نیفتاده...؟
غیبتت طولانی شده...
.
.
.
بر پیکر بوسه نسترن می پاشم
بر حیرت خانه یاسمن می پاشم
باران ترانه را به جان می پوشم
عریانی لحظه را به تن می پاشم...
-التماس دعا-
سلام عزیزم/.../التماس دارم- اونم اساسی!-.../سبز باشید
سلام همشهری.خوبین فداتون بشم؟ به خدا من بی وفا نیستم. بی معرفت هم نیستم. فقط یه خورده این روزا سرم شلوغه.میشه بگید چند سالتونه؟ آخه آقای اکرامی رو می شناسم گفته بودین ایشون معلم راهنمایی تون بوده.راستی از آقا مصطفی خواسته بودی از اسفراین برات بگه. می خوای من بگم؟ آسمون اینجا همیشه آبیه مثل آسمون دل من. مردماش هنوزم یه رنگن. بلد نیستن نارو بزنن. مردم اینجا یاد گرفتن مهربون باشن.با کسی بد تا نمی کنن. با کسی بد حرف نمی زنن. چرا خودتون اینجا نمی یان؟ دوست دارم بیشتر باهاتون آشنا بشم.اگه میشه خودتون رو بیشتر معرفی کنین. البته اگه دوست دارین هااااا. مواظب خودتون باشین. با اجازه لینک می کنم.شما هم اگه دوست داشتین لینک کنین. فدای مهربونیاتون. به خدامون می سپرمتون.
پیشتر زآنکه به ویرانی دل بنشینم
دل بمن گفت : من آن باده خور مسکینم
کس نپرسید چرا ؟؟؟از چه چنین خوار شدی
زآنکه در زندگیم عشق شده آئینم!!!(ف.شیدا)
آشیانه شعر به روز شد
موفق وشاد باشید
سلام بسیجی
سلام عاشق
خیلی قشنگ بود
خوشحالم که اومدم
ولی کاش عاشق بمانیم
همیشه تا همیشه
من اون روزا کوچیک بودم ولی دلم از این روزا خیلی بزرگتر بود
گاهی دلم برای روزهای جنگ تنگ می شود ...
یا حق...
ترکشه!؟
این جا که داره جذبو دفع رو نشون میده که اونم خوبه(چشمک)
با خدا سر خودم دعوام نمیشه...اون ؛بابالنگ دراز ؛ منه...!
خیلی خودخواهه...! خودش بود و فرشته هاش داشتن حال می کردن...ما رو اورده این همه هم منت می ذاره... تو که جات امنه...بهشتی...من که جهنمی میشم! تو رو خدا بیای پیشم!
سلاممممممم
هیچکاری نمیشه کرد تا ما هستیم ای کاش ها هم هستن
دفتر خاطراتت همیشه و همه جا با هات هست و فکر میکنم تنها چیزی که هیچ کس نتونه از ادم بگیره همونان
موفق باشی
تا بزودی...
در سالگرد عملیات کربلای 5 یاد همه شهدا خصوصا شهدای این عملیات بزرگ را گرامی می دارم و بدینوسیله از آنها یادی می کنم
یادی از دوستان شهیدم که بیست سال پیش( دی ماه 1365)در این شبها در سرمای زمستان در بیابانهای شلمچه در حالی که باران هم می بارید در کنار هم بودیم
روحشان شاد باد و امیدوارم که خونشان را پایمال نکنیم
دوست خوبم:
انشاالله
چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟دفاع مقدس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من خیلی گیجم ......
سلام خوبید؟؟؟؟؟؟
اهههههههه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/نمی دونم چرا ادامشو ننوشتی بفهمم چی شد به خیر گذشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به خدا من شم دکتریم زیره صفره.........
دفتر خاطراتت کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو قلبو ذهنت و قلبو ذهن کسایی که از زندگیشون گذشتی(من که هیچ وفت نتونستم دفتری بنویسم اما کلی خاطرات اینجوری دارم)
سلام
نمی دونم چرا خیلی ازعکسای قدیم و خاطرات گذشته آدمو دگرگون می کنه. به هر حال شعرزیبایی بود.
ازاینکه به عارف هم سری زدید ،‌ممنونم.
میشه مثل یه قطره اشک بعضی هارو از چشمات بندازی!!!

ولی هیچوقت نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن

بعضی ها از چشات جاری میشه!!!!!
.
.
دلت شاد
ممنون سر زدی
خیلی عقبیم . از زندگی . از عشق و حتی از خدا
کاش مثل شماها یه جور همیت و غیرت و عشق توی وجودمون بود .
نوشتی برای یکی از دوستات که دست شما را از دور یا نزدیک میبوسم ولی من میگم این خیلی کمه

کاش میفهمیدیم عشق به خدا چه طعمی داره
دوست خوبم:
و کاش میتونستی بفهمی که خدا چقدر دوست داره طعم عشق خودش نسبت به تو رو بهت بچشونه ولی تو هی پس میزنی. برای اینکه بهت نشون بده چقدر عاشقانه دوست داره این همه نعمت بهت داده که یکیش نعمت حیاته. یه بهشت برات درست کرده به اون قشنگی. کلی هم بهونه بهت داده که ببرت همونجا. فکر میکنی دو رکعت نماز حتی اگه با اخلاص تموم خونده بشه چقدر توی خدایی خدا موثره. یا اگه خونده نشه چقدر خدایی خدا رو کم میکنه. ولی یه بهونه به همین سادگی رو بهت داده تا اون نعمتای دیگرشم بهت بده.
میدونی چرا؟ چون
ع ا ش ق ا ن ه د و س ت د ا ر ه
میتونی طعم اینو بچشی؟
سلام دوست من!
امیدوارم حالتون خوب باشه و از اینکه مدتی نرسیدم بهت سربزنم دلگیر نشده باشی. این از کم سعادتی من بوده که نرسیدم به شما سربزنم و خطایی از شما سرنزده. البته تا اونجاکه یادمه هروقت اومدم وبلاگت سعی کردم نظر درست و حسابی بدم اما نظرات شما برای من یک کلمه ای بوده که من به همونشم البته راضی بودم.
در مورد عکس و نظرات سایر دوستان و پاسخهای خودت نظری ندارم ولی همه رو خوندم. جالبه من همیشه توی ذهنم شما رو یه فرد با ویژگیهایی که تو این سری متوجه شدم تصور میکردم و چقدر تصور صحیحی داشتم.موفق باشی
دوست خوبم:
سلام
ممنون از نظر لطف شما که همیشگی بوده. تقریبا یاد گرفتم از کسی دلگیر نشم. شما درست میگی نظرات شما همیشه جامع و کامل بوده. انشاالله بتونم ازشون استفاده کنم. یه بار پسرم ازم پرسید بابا امروز همون فرداس؟ یه سوال سه کلمه‌ای! ولی باور میکنی این سوال تقریبا هر روز میاد تو ذهنم. امروز همون فرداس؟
به جای ؛قفس فلزیا؛ اگه از ؛قفسای فلزی؛ استفاده کنی بهتر نیست؟
دوست خوبم:
هردوشون بدن. دلم نمیخواد هیچ وقت از هیچکدومشون استفاده بشه. اما قفس فلزیا با وزن شعر تطابق بیشتری داره.
منشین به خیال اشک هایم...
به روزم...
دوست خوبم:
بود پرورده خون جگر افتاده بر راهت
مپنداری که طفل اشک بی‌اصل و نسب باشد.
راستی هنوزم یادگاری داری از اون روزا!؟ عکس رو نمی گما...
دوست خوبم:
یادته یه اهورایی یه روز گفت: بدا به حال کسی که فردای قیامت توو محشر بیارنش ولی یه یادگار از دفاع مقدس نداشته باشه؟
الببته که غم عزیزه!
می دونی تو اون موقع ها اول شخص جمع بودی!
من حتی گاهی با خدا دعوام میشه چه برسه به غم!
.
.
.
مستیم درد منو دیگه دوا نمی کنه!
غم با من زاده شده منو رها نمی کنه!
دوست خوبم:
حالا شد.
وقتی با خدا دعوات میشه طرفدار کدومشونی؟ خودت یا خدا؟

فراموش کن چیزی رو که نمی تونی بدست بیاری ،
وبدست بیاور چیزی رو که نمی تونی فراموشش کنی
دوست خوبم:
یه سوال:
ظرفیت یک انسان چقدره؟
( تعداد کل: 61 )
   1       2    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد