یک نگاه  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 24 آبان 1386 در ساعت 02:34 ب.ظ

(هوالمحبوب)

نمی‌دانم کجا بودم، تو را دیدم، دلم بردی

پس از یک عمر تقوا با نگاهی حاصلم بردی

به‌آن تیر نگاهی کز کمان ابرویت آمد

به‌دست قاتلم دادی به‌سوی مقتلم بردی

به‌هر سو رو نمودم مشکلی در کار من افتاد

تو با یک غمزه ابرو هزاران مشکلم بردی

هلا ای ساربان من، تو ای شیرین‌زبان من

بدین شیرین‌زبانی تا کدامین منزلم بردی؟

خدا داند که تا آخر از این بابت دعاگویم

که از طوفان نجاتم دادی و تا ساحلم بردی

تو هم از شخص ثالث با سپیدی یاد کن گاهی

تو که با آن نگاهت تیرگی را از دلم بردی

نظرات (18)
سلام اومدم بهت سر بزنم بگم که خیلی قالب جدید قشنگه و اینکه برام دعا کن
دوست خوبم:
سلام
بعضی وقتا اونقدر سرگرم قالبا میشیم که یادمون میره حواسمون باید به اونی که داخل قالبه هم باشه.
غافل‌گیر شدم
سلام حاژ آقا حاژ مهدی چطورن ؟
خدا کنه اون به باباش نره که که کار مملکت نیمه کاره میمونه
به روزم سر بزن
نظر یادت نره
اوگی؟
راستی یادم رفت بگم قالبت قشنگه.....یه آبی نازی داره.
اگر نازی کند در هم فرو ریزند قالبها.


سلام...چقدر زیباس که با نگاهی تیرگی از دلت رفته بیرون و چه نگاه زیبایی ست آن

نگاه، و ..........شعر زیبایی ست که با نگاهی سرودی.


دل از من برد و روی از من نهان کرد.
راستی قالب نو مبارک
میدونم الان میگی دعا کن بتونم قالب خودمو نو کنم
انشالله
آن یار که عهد دوست داری میشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد او مرا خوابی هست

الهی!
آمدم با دو دست تهی! بسوختم بر امید روزبهی!
چه بود اگر از فضل خود بر این سوخته دلم مرهم نهی؟

سلام شخص ثالث،
خوب بود.
موفق باشید.
…♣آسه آسه حرفی ، سایه سایه سرودی ، راهی ، رودی ، رویایی … ♣
کوچه های اردیبهشتی به روز شد . گوش دل به نوای عبورتان سپرده ام در واپسین نفس های پاییز ...

در یک نگاه به دلم نشست . دوباره خواهم آمد این بار با چند نگاه متفاوت ...
salam hamshahri

khoofi ishalah?

mersi umadi pisham.

koli khoshhalidam

khosh bashi

fadaye mehraboonit

سلام عزیز
خدایا خسته و زارم ازیندل شود روزان در آزارم ازیندل
مو از دل نالم و دل نالد از مو ز مو بستان ، که بیزارم ازیندل
بابا طاهر
دوست خوبم:
خدایا حتی این دلمم از من خستس. کمکم کن
...
سلام
سلام همشهری. خوبی؟ دیگه سر نمی زنی چرا؟ نکنه قهری ما بی خبریم آره؟


راستی من شب تولد امام رضا تو حرمش بودم. نمی دونی چقدر اونجا قشنگ بود. حال و هوای خاصی داشت. کلی خوش گذشت.

می بینی خدا چقدر دوسم داره؟ آخه من در عرض دو ماه سه بار رفتم مشهد.

همشهری برام دعا کن.

اگه سر بزنی خوشحال میشم.

آها یادم رفت بگم استاد اکرامی اون شب تو حرم شب شعر داشت با یه سری از شعرای دیگه ولی من نتونستم برم...

فدای مهربونیت
دوست خوبم:
سلام از ما
زیارتت قبول خدا انشاالله قسمتت کنه همیشه به زیارت باشی
سلام
تو وبلاگه جدیدم منتظرتم
نظر یادت نره
منو که به جا میاری؟
تکه نانی دارم بچه سمنانم
دوست خوبم:
سلام
موفق باشی انشاالله
سلام شخص ثالث عزیز
خیلی وقت بود که نبودی . فکر کردم اینجا تعطیل شده . چه خوب که دوباره می نویسی .
این شعر هم بسیار خوش آهنگ و قشنگ است .
نگفتی که آن نکته ظریف در نوشته من چی بود ؟
دوست خوبم:
سلام
بالاخره یه روزی تعطیل میشیم
سلام مستر ثالث گرامی...

ممنون که به من سر زدید... خوشحالم کردید...

شعر های شما همیشه برام عجیبه...نمی دونم چرا ولی یه حس خاصی بهم میده...

ممنون از شما و شعرهای زیباتون...

شاد باشید و سلامت دوست خوبم...
دوست خوبم:
سلام
این پیچیده‌ترین تعبیری بود که از شعرام شنیدم
سلام
شعر قشنگی بود
اما قشنگتر از اون
افکار زیبای شماست
دوستت دارم
یا علی مدد
دوست خوبم:
سلام
اما از نیتها فقط خدا خبر داره و بس
اره من خیلی وقتی خودمو گم کردم
عیدت مبارک
دلت شاد
دوست خوبم:
اگه تلاش نکنی که گمشدتو پیدا کنی فکر نمیکنی یه جای کار میلنگه؟
عید شما هم مبارک.
دل شما هم شاد
سلام
تولد امام رضا مبارک
شعرتون قشنگ بود وپر معنا موفق و موید باشید در پناه حق
دوست خوبم:
سلام
این عید بر شما هم مبارک
سلام بسته بود اینجا چرا ؟
فکر کردم این غزلت نباید حرفی توش باشه !

اومدم میلاد امام هشتم رو بهت تبریک بگم .

همین دیگه .
دوست خوبم:
سلام
نه خیلی حرف توشه
به شما هم مبارک باشه این عید بابرکت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد