X
تبلیغات
رایتل

عناوین خاطراتم 

  • سلفی حقارت (سه‌شنبه 17 مرداد 1396 14:57)
    من معتقدم لجن شرافت دارد بر بیشرفی که او وکالت دارد از ملت سربلند ایرانی که عمری است نشان استقامت دارد
  • از تبار حیدر (جمعه 19 خرداد 1396 00:02)
    من مرد میدانم مترسانیدم از جنگ مردی ندیدم بینتان؛ تکفیر و نیرنگ من از تبار حیدرم، ای نهروانی تا دست بر قبضه نبردم گم شو الدنگ
  • دویدم و دویدم... به کوچه‌ها رسیدم... (جمعه 6 اسفند 1395 22:06)
    برگ اول: «سقیفه » دویدم و دویدم ؛ سر کویى رسیدم ؛ اونجا خاتونو دیدم ؛ خدایا چى می‌دیدم ! یه خونه پر از دود ؛ دود از آتیش در بود ؛ خاتون و دیوار و در ؛ یه میخ اونم خونالود ؛ یه مرد با دست بسته ؛ با یک قلب شکسته ؛ چهار تا گل هراسون ؛ کنج اتاق نشسته ؛ بیرون یه دیو سیاه ؛ باهاش یه مشت بی‌حیا ؛ خاتون صدا زد: على! کمک...
  • قرارداد عشق (جمعه 8 بهمن 1395 08:17)
    من لحظه لحظه میشمارم لحظه های بی تو را این لحظه ها با من لجند و بیشمار... آخرچرا؟ من ابتدای عاشقی.... تو انتهای دلبری با این همه دوری چگونه دم به دم دل میبری؟ کم نیستی ... یک آسمانی ... آسمان هم مست تو مست است دریای دلم، سکان قلبم دست تو این یک قرار منصفانه نیست ای نازک بدن من دل سپردم دست تو .... تو دوریت دادی به من؟...
  • ققنوس عشق (شنبه 2 بهمن 1395 09:05)
    آتشنشانی و آتش نشانه ات گرفت ققنوس عشق تولداز افسانه است گرفت زرتشت برای تمسک به پاکی ات از آسمان نشانی خانه ات گرفت
  • طبیب سه‌ساله (جمعه 14 آبان 1395 18:37)
    یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود زیر گنبد کبود توی فرنگ یه شهری بود یکی بود تو قصمون دختری داشت مثل پری هرکسی میدید اونو میگفت عجب چه دختری بابا وقتی خسته از بیرون میومد تو خونه یه نگاه میکرد به اون دختر ناز دردونه هرچقدر که خسته بود نگاش میکرد آروم می شد انگاری تموم خستگیش یه جا تموم میشد یه روزى تنگ غروب وقتی...
  • هدیه عشق (شنبه 8 آبان 1395 19:41)
    آه سپیدی گلو شد عیان حرمله شد دست به تیروکمان محض تسلای رباب هم که هست؛ تیر؛ سه شعبه مکش ای فرشچیان! *** پ.ن: اشاره به نقاشی هدیه عشق اثر سوزناکی استاد فرشچیان
  • مشق عشق (2) (جمعه 16 مهر 1395 18:43)
    پدرم کاش به من زرگری آموخته بود تا طلایی کنم این گنبد مینایی را مشق شب داد که صد مرتبه بنویسم: ع ش ق تا که از بر کنم این شعر اهورایی را پدرم گفت: پسرجان ز سرت بیرون کن هرچه فکر غلط و ناشد و رویایی را پسرم عشق بیاموز که با این اکسیر متحول کنی اندیشه دنیایی را پدرم گرچه نگفت عشق چه معنا دارد با عمل گفت چنین نکته معنایی...
  • پرندگان آبی خاکی (پنج‌شنبه 1 مهر 1395 06:11)
    چه راست شد مسیرمان ز پیکر شکسته تان دو دست باز ما دخیل دستهای بسته تان چه خوب پر زدید تا به آسمان ز عمق آب چه قامتی کشید خاک ز خاک جسم رسته تان چه دفتری قطور شد حدیث انتظارمان زمان خسته شد ز صبر مادران خسته تان ...
  • حرف آخر (دوشنبه 15 شهریور 1395 07:57)
    بر دلم نشست و کردم شاد درس حرف آخر استاد مزد بیریایی ام در عشق آفرین بگفت و نمرم داد
  • عشق و بوسه (سه‌شنبه 26 مرداد 1395 14:13)
    عشق یعنی گوشه چشمان تر بوسه ای از آن لبان چون شکر مهر یعنی دست تو بر شانه ام عشق یعنی یک قدم نزدیکتر بوسه ای دادی شدم سرمست مست عشق یعنی باز هم بوسی دگر ... (امان از خودسانسوری)
  • حرم (شنبه 23 مرداد 1395 15:38)
    دِلوم مِخَه هم دلومه نذر امام رضا کنوم صب تا شَبِه حرم باشوم، اونجی خداخدا کنوم دلوم مخه روبروی پِنجِره فولاد بشینوم جای شما سلام بودوم، بِرِی همه دعا کنوم دلوم مخه نِماشوما وقتی که نقاره زدن با او آهنگ رضا بوگوم، تا دلومه رضا کنوم دلوم ای روزا مِگیرَه، همش بِهَنَه میره به پِنجِرَش مِبِندومش تا عقده هاشه وا کنوم بِرِی...
  • مادر (جمعه 22 مرداد 1395 16:03)
    مادر تو را تنها گذاشت و خود رفت؟ یا نه، فقط " تو " را گذاشت و خود رفت؟ مادر فرشته بود و وقت رفتن یک " گل "برای ما گذاشت و خود رفت. *** تقدیم به دوست عزیزی که مادرش او را برایمان به یادگار گذاشت و رفت
  • خلاص (شنبه 26 تیر 1395 19:08)
    هرچند که ... (نقطه چین) ولی تنهایم من چشم براه دیدن فردایم "یک بار خلاصم کن و پاسخگو باش" پس کی به تماشای جمالت آیم؟
  • صدای دل (چهارشنبه 23 تیر 1395 18:19)
    "تنهایی من بدون تو پابرجاست" هرچند که این ... (سه نقطه) نکته اینجاست "یارب مپسند که عاشقان خوار شوند" " این جمله مشترک صدای دل ماست"
  • فال (دوشنبه 14 تیر 1395 12:52)
    فال زدم... حافظ شیرین سخن داد عجب مژده خوبی به من گفت که بگذر تو ز قیل و ز قال می بزن و می بزن و می بزن
  • آه (جمعه 11 تیر 1395 22:16)
    دیرگاهی است که آهم شده دم را همدم دم بدم آه کشم، بازدمی از پی دم در دلم بود که غم را ببرم از دلتان بگذر ای دوست ز آهی که کشیدم از غم
  • مشق عشق (چهارشنبه 9 تیر 1395 05:43)
    پدرم کاش بمن زرگری آموخته بود تا طلایی کنم این گنبد مینایی را مشق شب داد که صدمرتبه بنویسم: ع ش ق تا که از بر کنم این شعر اهورایی را
  • بیخبری (سه‌شنبه 1 تیر 1395 05:48)
    هرکه دارد به سرش شوق وصال یارش ای خدا کاش نیافتد گرهی در کارش دیرگاهی است کزو هیچ ندارم خبری "هرکجا هست خدایا بسلامت دارش"
  • بوی عاشقی (جمعه 21 خرداد 1395 09:19)
    دفترم باز پر از طرح شقایق شده است پشت جلدش اثری، شبیه قایق شده است گوشه هر ورقش خطخطی شعر و غزل یعنی که دلم دوباره عاشق شده است
  • اعتراف (دوشنبه 7 اسفند 1391 22:39)
    مجنون روی دلبرم، در بند و زنجیرم کنید من بت پرستم! فاش میگویم که تکفیرم کنید من تیر مژگان و کمان ابروانش دیده ام حکمم اگر اعدام شد، اجرا به این تیرم کنید ...
  • هشت شهر عشق (چهارشنبه 29 شهریور 1391 22:28)
    ای منتهای آرزو، ای فلسفه " ایکاش " ای که هستی هستی من ز هستن توست؛ باش ! پرسید ز هفت شهر عشق کدام یک به نام توست؟ دل زودتر از من به جواب آمد و گفت که: هشت تاش .
  • یکی بود ... که هست هنوز (شنبه 3 تیر 1391 23:26)
    هی رفیق یادت میاد که زیر گنبد کبود یکی بود... که هست هنوز! دیگه نگی هیچکی نبود هنوزم به‌یادته هر شب و روز دعاگوته میخونه و ان‌یکاد... بترکه چشم حسود (فقط بخاطر دلی که گرفته)
  • یادت بخیر (جمعه 19 اسفند 1390 11:12)
    هی رفیق یادت میاد که زیر گنبد کبود من بودم تو بودی و خدا بود و چندتا حسود نمدونم کار کی بود! خدا یا اون چندتا حسود که حالا باید بگیم: یکی بود و یکی نبود (عید بر عاشقان مبارک باد)
  • دلتنگی (سه‌شنبه 25 خرداد 1389 00:34)
    (هوالمحبوب) بیا ساقی بده ساغر که دلتنگم از این دنیا بزن بر خرمنم آذر رهایم کن ز ما فیها دماغ جان ز می کن تر که خشک است نای و نی اینجا دلم فریاد میخواهد ولی در گوشه‌ای تنها
  • نگاه (دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 20:13)
    (هوالمحبوب) سهم من از زلال چشمان تو نگاه دزدانه در آیینه هاست حرمت دزدیدن یک ستاره حلالترین حلال آئین ماست رأی به زندانی من داده ای؟ بهشتتر از بهشت بندت کجاست؟
  • ترانه ناتمام (دوشنبه 17 اسفند 1388 07:04)
    (هوالمحبوب) تک و تنها توو بیابون قلب پردرد زیر بارون دخترم کاش پیش من بود یا میرفتم من پیش اون *** خستم از این همه رویا رویای دختر و بابا دیگه چشمام سو ندارن تا بگردم پی حسنا *** به دعا اینجا نشستم که یه بار کاش میتونستم دستای نازتو بابا میگرفتم توی دستم *** جاتو ای کاش میدونستم یا که ای کاش میتونستم شبای جمعه روو...
  • بهانه ای برای عاشقی (یکشنبه 25 بهمن 1388 22:01)
    (هوالمحبوب) طبیبی نیست تا گرمای عشق از تب شناسد؟ نه قنادی که شیرینی کنج لب شناسد؟ چه لاف است این که گویند نام امروز روز عشق است؟ مگر عاشق تواند روز خود از شب شناسد؟ (هدیه ثالث به همه دلای پربهونه)
  • یاد (پنج‌شنبه 28 آبان 1388 12:43)
    (هوالمحبوب) آن لحظه شیرین قرار یادت هست؟ شیرینی ‌آن بوس و کنار یادت هست؟ من بودم و دل بود و گل نازم بود دلدادگی کنار جویبار یادت هست؟
  • بسیجی حیا کن! ... رو رها کن! (پنج‌شنبه 2 مهر 1388 18:50)
    (هوالمحبوب) پرده اول: ویلایی تو شمال شهر، پدر پزشک، مادر پزشک، امین پسری زیبا با موهایی طلایی‌رنگ و تنها فرزند خانواده. پدر و مادر هردو شاغل. ساعات زیادی از روز امین در خانه تنهاست. تمهید پدر و مادر: فرزندخوانده‌ای به نام دختر خاله. پرده دوم: بعد از ظهری بهاری. دخترخاله خودشو رو تخت پهن کرده، افکارش نمیذارن بخوابه:...
( تعداد کل: 111 )
   1       2       3       4    >>