سلام میگماا مثل اینکه اشتباهی عوضی شده.. خب من که نگفتم انتهای عاشقی رو ویرایش کنید! یه دونه (ی) اون وسط اضافه به چشم میخوره... یه باره دیگه با دقت بخونید! تو در درس عشق مرا ابتدا به جای تو در درس عشقی مرا ابتدا... حس میکنم بهتر میشه..البته ببخشید از جسارتم :)
سلام تو در درس عشقی (در درس عشق هستی) مرا ابتدا، این معناش. وزنش هم که همون وزن معروف توانا بود هرکه دانا بود، من نمیفهمم کجاش باید اصلاح بشه... با این حال ممنون از راهنمایی شما
سلام ممنون که سر زدی داستانی و که نوشته بودی خوندم قبلا هم جای دیگه ای خونده بودم داستان زیبایی بود.خوشحالم زندگیت افسانه نیست و افسانه تمام زندگیت موفق باشی
سلام و ممکنه توو یه جای دیگه برای خودت اتفاق بیفته!!! اینجور فکر نمیکنی؟
سلام .می خوام یه کوچولو با خدا حرف بزنم .این بار می خوام خیلی ها بشنون !!!! خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر. که داده ات نعمت است و نداده ات حکمت است و گرفته ات امتحان ... به آنچه برایم تعیین کردی چه در زندگی و چه در زمان مرگ می پذیرم تقدیرم را که تو بهترین حکم کننده ای.بیماریم را لباس عافیت می پوشانی اگر اراده کنی.دعایم را اجابت می کنی اگر بخواهی .پس خدایا همه امور زندگیم را به تو وامی گذارم .ببین وبشنو و حکم کن آنچه را که سزاوارمش ... شاید اگه الان وبلاگم بود اینو حتما برای بازدید همه دوستای خوبم میذاشتم و بازهم ادامش میدادم تا حرفام با خدا به یه نتیجه خوب برسه.دعام کن خیلی زیاد .... باران...نمیدونم می باره یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام هر مناجاتی با محبوب شنیدن داره... مگه این که خودش نخواد. به ایمانت غبطه میخورم. میباره انشاالله
سلام امروز رفته بودم عیادت عمه مهدی. وقتی که میخواستم بیام دیدم یه پیرزن 70 یا 80 ساله تو راهرو دنبال یکی میگرده ازش پرسیدم مادر با کسی کار داری؟ گفت آره پسرم جانباز شیمیاییه .بهم گفتن اینجا بستریه ولی هر چی دنبالش میگردم پیداش نمیکنم. اونو رو صندلی نشوندمو تموم بخشها رو گشتم تا شاید پیداش کنم.ولی قسمت نگهبانی وپرستاری گفتن اصلا ما چنین بیماری نداشتیم اومدم به اون مادر گفتم شما مطمئنی پسرت اینجا بستریه .گفت ائونجاییکه اون دفه بستری بود پر درهای شیشه ای بود بهش گفتم بیمارستان فاطیه رو میگید گفت اهان اره همون. گفتم مادر جان اینجا بیمارستان شفاست.مگه به راننده نگفتب فاطمیه. گفت نه بهش گفتم پسرم یه بیمارستانی که مال جانبازاست بستریه اونم منو اورده اینجا حالا هم من اونجا رو بلد نیستم چون از مهدیشهر اومدم گفتم عیب نداره خودم تو رو میبرم. یه اژانس گرفتیم وبا هم رفتیم فاطمیه همه بخشها رو گشتیم.که یه دفه اون خانم داد زد مادر جان پیدا کردم اون دفه از این پله ها میرفتیم پایین اونجا بستری بود. وقتی بهم گفت این پایین بسترییه .انگار یه آب سرد ریختن رو سرم آخه اون قسمت بخش اعصاب و روان بود. باهاش رفتم پایین اسم پسرشو بردم بعد گفتن اتاق اخر.رفتیم اتاق اخر ازش پرسیدم اینجاست برو مادر که یه دفه یه صدایی منو میخکوب کرد.دیدم پسرش رو رو تخت بستن.داد میزد که به خدا بذارین وضو بگیرم من درد دارم بهم امپول بزنین همه حرفاش عین پتکی بود که میخورد تو سرم از پرستار پرسیدم ایشون مشکلش چیه؟ گفت ایشون جانباز شیمیاییه.از بس درد داره روزی چند تا مورفین بهش میزنیم تا اروم بشه و خودشو اذیت نکنه .در ضمن این اقا موجی هم هست. داشتم دیوونه میشدم یاد تو افتادم.از این لحاظ که جانبازی نه اینکه موجی باشی که البته موجی بودن هم سعادت میخواد از بیمارستان که اودمدم بیرون تا خونه تلو تلو میخوردم وگریه میکردم عین دیوونه ها. دایم با خودم میگفتم ای خدا یا این جانبازرا رو شفا بده یا به درجه شهادت نائل کن تا انقدر زجر نکشن ولی واقعا بهتون غبطه میخورم خوش به سعادتون تو ذرو خدا اون دنیا ما رو هم شفاعت کنید یا حق
سلام فرق من و پروانه در این بود به عالم کهاو بال و پرش سوخت ولی من جگرم سوخت
دوباره سلام میدونی الان تو تلویزیون چی داره پخش میکنه دعای کمیل برات دعا میکنم نه برای تو بلکه برای همه بیمارای اسلام زنده باشی وسلامت ویه بابای خوب برای مهدی
... الا قیلا سلاما سلاما... سلام ممنونم شما هم همیشه سالم و سلامت باشید.
سلام نمیدونم باید مثل شقایق جون بگم نگرانت شدم یا ........ هیچی ولش کن ولی برای همه اونایی که مثل تو هستن از خدا شفای عاجل میخوام خدا خواست دوباره برگردی تا بازم باشی وبرای مهدی بابا بابایی کنی حیف مهدی نیست از الان تنها باشه الان که دارم این حرفا رو میزنم بغض کردم انقدر بغض کردم که اگه بترکه مهدی بیدار میشه پس بذار بغض باشه میدونی وقتی میگی میری دلم میگیره یاد دختر داییم میفتم ومیگم ایکاش اونم مثل مهدی ایکاش همین بابای نیمه کاره رو هم داشت ولی نمیرفت تا اون تنها باشه تمومش کنم تا این بغضم نترکیده دعات میکنم البته من همیشه دعا گو تو و امثال تو هستم
سلام این سفریه که بلیطش رو از قبل برا هممون رزرو کردن فقط دیر و زود داره ولی اصلا زمانش معلوم نیست. همه ما خدایی داریم که هیچ بابایی نمیتونه جاشو بگیره. اینو به دخترداییتم بگو. خوشحالم کردی از این که میگی دعا میکنی برا همه خدا انشاالله هممون رو عاقبت بخیر کنه
سلام وقتی با یه همسایه جدید اشنا میشم اول تا اخر وبش رو نگاهی میندازم قرا بود فقط نگاهی باشه ولی یه وقت به خودم اومدم که دیدم همه پستها رو خوندم ................ ضرر هم نکردم چون همسایمون اهل دل به خاکی و بیراهه هم نمی زنه............ خوشحالم که با شما اشنا شدم اینو بی تعارف گفتم به روزم دوست داشتید سر بزنید
سلام دارم فکر میکنم اگه یه روز خدا جلومو بگیره (که حتما میگیره) و بگه: یه روزی یه همسایه خوب اومد و همه مطالب وبلاگت رو خوند و کلی وقت گذاشت... برا کلی وقتی که از بنده من (و بندههای من) گرفتی چی برا گفتن داشتی که ارزش عمرشون رو داشته باشه؟؟؟ من اون روز چی میتونم بگم؟؟؟ من هم از آشنایی شما خوشحالم.
سلام ممنون که اومدی ممنون که کامنت گذاشتی و ممنون از خبرت دو بیتی زیبایی بود .. .. بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست .....
در پناه حق /////
سلام ممنون که بیجواب نذاشتید ... هیچش کناره نیست... چاره نیست... اره والله
سلام شخص ثالث.امیدوارم خوب وسلامت در زیر سایه امن الهی با آقا مهدی گل خوش باشید. درس عشق قشنگی بود.یادگیریش هم آسون بود به شرطی که بلد باشیم عاشق باشیم.این مهمتره .نمیدونم چرا همه روی شهزاد شعرت تکیه کردند ولی هرگز نگفتند اگه عشق نباشه نه شهزادی هست و نه افسانه ای و نه اندیشه ای و حتی نه همایی که سعادت بیاره ؟؟؟ ولی هیچ میدونی اول و آخر عاشقی یه جاست ؟؟!!! اولش رو که بلد باشی تا تهش رو ... برات آف گذاشتم. حق یارت و خدا نگهدارت. باران...تا همیشه می بارد
سلام شایدم اگه شاهزاده نبود عشقی هم نبود. ولی میدونم خدا استعداد عاشقی رو به همه داده.
آره درست می گی!!! اون کسایی که با کلاسن و تو آپارتمان زندگی می کن عشقو خودشون بلدن.
اما ما فقیر فقرا از خدا مدام می خوایم یادمون بده عاشق بشیم.
راستی مگه شهرزاد شعر شما تو آپارتمان زندگی می کن!!! اگه شهرزاد شما، شهرزاد منم باشه، دیدیش، سلام منو خیلی بهش برسون و شعر منو براش بخوان!!!
ع ش ق ب ل د ش د ن ی ن ی س ت حاج محمداقا. ولی خوب میشه از خدا خواستش. اون شهر زاد نیست که توو آپارتمان باشه... شهزاده و شاهزاده توو قصر. ولی قصرش از جنس دل ثالثه... بیخیال خیلی افسانهای شد... یاد یه چیزی افتادم
"آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد مقدس: سخنانی که آقای احمدی نژاد در جلسه طلاب مشهد بیان کرد، اصول مبانی اعتقادی ما درباره حضرت حجت(ع) است و خلاف آن، خلاف مبانی اعتقادی ماست."
التماس دعا یا زهرا
حرف حق همیشه گفتی و شنیدنی است ولی مواظب آفت مقدسزایی هم باشیم.
سلام ممنون که خبرم کردی ولی اون یه نفر واقعا تموم شد نمی دونم شایدم حق با تو باشه وقتی اون قطعه رو می نوشتم خیلی پریشون تر از این حرفا بودم که به این چیزا فکر کنم راستی داستان پایین رو خوندم جالب بود و آموزنده ببخش که دیر دیر سر می زنم دو بیتی هم محشر بود کوتاه و تاثیر گذار آپ کردم حتما خبرت می کنم شاید به زودی...
سلام اگه تموم میشد دیگه اثری ازش نبود ولی شما داری میگی اون یه نفر... یعنی هنوز اثرش توو وجودتون هست... پس تموم نشده. به هرحال میدونی که بیدرد حرف نمیزنم بقیشم که نظر لطفتونه به امید خدا.
سلام شعرتون خیلی قشنگ بود.. میگم فکر کنم به قول دوستمون اگه تو بیت دوم یه ویرایش کوچولو بکنید روون تر میشه.. تو در درس عشق مرا ابتدا.... و در عاشقی انتهای منی..
ممنونم که بهم سر زدید...
سلام ولی شاهزاده قشنگتر از شعر منه. باور کن. و باور کن انتهای عاشقی ویرایش نداره
منم دلم می خواد که پیغام منم تو پیغاما باشه .
اون هم به اسم شهزاد .بای
باز خوش بهحال شما که یه شهزاد دارید!!
فقط حیف که توو افسانههاس
سلام
میگماا مثل اینکه اشتباهی عوضی شده..
خب من که نگفتم انتهای عاشقی رو ویرایش کنید!
یه دونه (ی) اون وسط اضافه به چشم میخوره... یه باره دیگه با دقت بخونید!
تو در درس عشق مرا ابتدا به جای تو در درس عشقی مرا ابتدا...
حس میکنم بهتر میشه..البته ببخشید از جسارتم :)
سلام
تو در درس عشقی (در درس عشق هستی) مرا ابتدا، این معناش. وزنش هم که همون وزن معروف توانا بود هرکه دانا بود، من نمیفهمم کجاش باید اصلاح بشه...
با این حال ممنون از راهنمایی شما
سلام ممنون که سر زدی داستانی و که نوشته بودی خوندم قبلا هم جای دیگه ای خونده بودم داستان زیبایی بود.خوشحالم زندگیت افسانه نیست و افسانه تمام زندگیت موفق باشی
سلام
و ممکنه توو یه جای دیگه برای خودت اتفاق بیفته!!! اینجور فکر نمیکنی؟
سلام
مرسی از حضور و اظهار لطف شما
مختصر کوتاه اما زیبا بود
استفاده کردم
.........تا بعد
سلام
کوتاه بود خیلی کوتاه ولی به درازای عمرم توو خاطرم نقش بست
شعر قشنگی بود....
جوابیه:آدما تغییر می کنن!
سلام
الحمدلله.
سلام
خوب باشید همیشه
سلام
سعی میکنم اگرم خوب نبودم لااقل بد نباشم و بدی نکنم
سلام .می خوام یه کوچولو با خدا حرف بزنم .این بار می خوام خیلی ها بشنون !!!!
خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر.
که داده ات نعمت است و
نداده ات حکمت است و
گرفته ات امتحان ...
به آنچه برایم تعیین کردی چه در زندگی و چه در زمان مرگ می پذیرم تقدیرم را که تو بهترین حکم کننده ای.بیماریم را لباس عافیت می پوشانی اگر اراده کنی.دعایم را اجابت می کنی اگر بخواهی .پس خدایا همه امور زندگیم را به تو وامی گذارم .ببین وبشنو و حکم کن آنچه را که سزاوارمش ...
شاید اگه الان وبلاگم بود اینو حتما برای بازدید همه دوستای خوبم میذاشتم و بازهم ادامش میدادم تا حرفام با خدا به یه نتیجه خوب برسه.دعام کن خیلی زیاد ....
باران...نمیدونم می باره یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
هر مناجاتی با محبوب شنیدن داره... مگه این که خودش نخواد.
به ایمانت غبطه میخورم.
میباره انشاالله
سلام
امروز رفته بودم عیادت عمه مهدی.
وقتی که میخواستم بیام دیدم یه پیرزن 70 یا 80 ساله تو راهرو دنبال یکی میگرده ازش پرسیدم مادر با کسی کار داری؟
گفت آره پسرم جانباز شیمیاییه .بهم گفتن اینجا بستریه ولی هر چی دنبالش میگردم پیداش نمیکنم.
اونو رو صندلی نشوندمو تموم بخشها رو گشتم تا شاید پیداش کنم.ولی قسمت نگهبانی وپرستاری گفتن اصلا ما چنین بیماری نداشتیم
اومدم به اون مادر گفتم شما مطمئنی پسرت اینجا بستریه .گفت ائونجاییکه اون دفه بستری بود پر درهای شیشه ای بود
بهش گفتم بیمارستان فاطیه رو میگید
گفت اهان اره همون.
گفتم مادر جان اینجا بیمارستان شفاست.مگه به راننده نگفتب فاطمیه.
گفت نه بهش گفتم پسرم یه بیمارستانی که مال جانبازاست بستریه اونم منو اورده اینجا
حالا هم من اونجا رو بلد نیستم چون از مهدیشهر اومدم
گفتم عیب نداره خودم تو رو میبرم.
یه اژانس گرفتیم وبا هم رفتیم فاطمیه همه بخشها رو گشتیم.که یه دفه اون خانم داد زد مادر جان پیدا کردم اون دفه از این پله ها میرفتیم پایین اونجا بستری بود.
وقتی بهم گفت این پایین بسترییه .انگار یه آب سرد ریختن رو سرم آخه اون قسمت بخش اعصاب و روان بود.
باهاش رفتم پایین اسم پسرشو بردم بعد گفتن اتاق اخر.رفتیم اتاق اخر ازش پرسیدم اینجاست برو مادر که یه دفه یه صدایی منو میخکوب کرد.دیدم پسرش رو رو تخت بستن.داد میزد که به خدا بذارین وضو بگیرم من درد دارم بهم امپول بزنین همه حرفاش عین پتکی بود که میخورد تو سرم از پرستار پرسیدم ایشون مشکلش چیه؟
گفت ایشون جانباز شیمیاییه.از بس درد داره روزی چند تا مورفین بهش میزنیم تا اروم بشه و خودشو اذیت نکنه .در ضمن این اقا موجی هم هست.
داشتم دیوونه میشدم یاد تو افتادم.از این لحاظ که جانبازی نه اینکه موجی باشی
که البته موجی بودن هم سعادت میخواد
از بیمارستان که اودمدم بیرون تا خونه تلو تلو میخوردم وگریه میکردم عین دیوونه ها.
دایم با خودم میگفتم ای خدا یا این جانبازرا رو شفا بده یا به درجه شهادت نائل کن تا انقدر زجر نکشن
ولی واقعا بهتون غبطه میخورم
خوش به سعادتون
تو ذرو خدا اون دنیا ما رو هم شفاعت کنید
یا حق
سلام
فرق من و پروانه در این بود به عالم
کهاو بال و پرش سوخت ولی من جگرم سوخت
دوباره سلام
میدونی الان تو تلویزیون چی داره پخش میکنه
دعای کمیل
برات دعا میکنم نه برای تو بلکه برای همه بیمارای اسلام
زنده باشی وسلامت ویه بابای خوب برای مهدی
... الا قیلا سلاما سلاما...
سلام
ممنونم شما هم همیشه سالم و سلامت باشید.
سلام
نمیدونم باید مثل شقایق جون بگم نگرانت شدم یا ........
هیچی ولش کن
ولی برای همه اونایی که مثل تو هستن از خدا شفای عاجل میخوام
خدا خواست دوباره برگردی تا بازم باشی وبرای مهدی بابا بابایی کنی
حیف مهدی نیست از الان تنها باشه
الان که دارم این حرفا رو میزنم بغض کردم انقدر بغض کردم که اگه بترکه مهدی بیدار میشه
پس بذار بغض باشه
میدونی وقتی میگی میری دلم میگیره
یاد دختر داییم میفتم ومیگم ایکاش اونم مثل مهدی ایکاش همین بابای نیمه کاره رو هم داشت ولی نمیرفت تا اون تنها باشه
تمومش کنم تا این بغضم نترکیده
دعات میکنم
البته من همیشه دعا گو تو و امثال تو هستم
سلام
این سفریه که بلیطش رو از قبل برا هممون رزرو کردن فقط دیر و زود داره ولی اصلا زمانش معلوم نیست.
همه ما خدایی داریم که هیچ بابایی نمیتونه جاشو بگیره. اینو به دخترداییتم بگو.
خوشحالم کردی از این که میگی دعا میکنی برا همه
خدا انشاالله هممون رو عاقبت بخیر کنه
سلام
وقتی با یه همسایه جدید اشنا میشم اول تا اخر وبش رو نگاهی میندازم
قرا بود فقط نگاهی باشه ولی یه وقت به خودم اومدم که دیدم همه پستها رو
خوندم ................
ضرر هم نکردم چون همسایمون اهل دل به خاکی و بیراهه هم نمی زنه............
خوشحالم که با شما اشنا شدم اینو بی تعارف گفتم
به روزم دوست داشتید سر بزنید
سلام
دارم فکر میکنم اگه یه روز خدا جلومو بگیره (که حتما میگیره) و بگه: یه روزی یه همسایه خوب اومد و همه مطالب وبلاگت رو خوند و کلی وقت گذاشت... برا کلی وقتی که از بنده من (و بندههای من) گرفتی چی برا گفتن داشتی که ارزش عمرشون رو داشته باشه؟؟؟
من اون روز چی میتونم بگم؟؟؟
من هم از آشنایی شما خوشحالم.
سلام و خسته نباشید ...
دو بیتی زیبایی بود ..
ممنونم از حضورتون در وبلاگم ...
شاد و موفق باشید
سلام
شما هم شاد و موفق باشید
سلام ثالث گرامی .
ممنون که سر زدین و نظرتون رو گفتین . اما من نفهمیدم اون تیکه ی تهرانی مشهدی رو که گفتید . میشه رفع ابهام پلیز ؟؟
شاد باشید و سلامت .
یا حق .
سلام
خواب الان که یادوم نیس
شادبی
سلام
ممنون که اومدی
ممنون که کامنت گذاشتی
و ممنون از خبرت
دو بیتی زیبایی بود
..
..
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست .....
در پناه حق /////
سلام
ممنون که بیجواب نذاشتید
... هیچش کناره نیست... چاره نیست...
اره والله
سلام
خوشحالم با اینجا آشنا شدم. البته فعلا فرصت نکردم همه ی مطالب رو نگاه کنم.
اما این دو بیت عالی بود.
راستی ممنون از توجهتون.
سلام
خدا کنه این خوشحالی مستدام باشه. شما هم دعا کنید.
یاد قصه ی هزار و یک شب افتادم
همون جا که می گفت "و من هزار شب قصه گفتم"
و هزار شب افسانه شنیدم
ولی افسوس نداستیم که شاهزاده این افسانه زمانی واقعیت بود و شاید ... هنوز هم هست.
سلام شخص ثالث.امیدوارم خوب وسلامت در زیر سایه امن الهی با آقا مهدی گل خوش باشید.
درس عشق قشنگی بود.یادگیریش هم آسون بود به شرطی که بلد باشیم عاشق باشیم.این مهمتره .نمیدونم چرا همه روی شهزاد شعرت تکیه کردند ولی هرگز نگفتند اگه عشق نباشه نه شهزادی هست و نه افسانه ای و نه اندیشه ای و حتی نه همایی که سعادت بیاره ؟؟؟
ولی هیچ میدونی اول و آخر عاشقی یه جاست ؟؟!!!
اولش رو که بلد باشی تا تهش رو ...
برات آف گذاشتم.
حق یارت و خدا نگهدارت.
باران...تا همیشه می بارد
سلام
شایدم اگه شاهزاده نبود عشقی هم نبود. ولی میدونم خدا استعداد عاشقی رو به همه داده.
سلام
خوبید؟
با یه ترانه با تمام ایرادهاش به روزم
بیا و ایرادهای منو بگو تا بتونم بهتر بنویسم دوست خوب
منتظرم ... موفق باشید
سلام
کاش اینجوری دعوت نمیکردی که ایراد گرفتن اومدن نداره.
آره درست می گی!!! اون کسایی که با کلاسن و تو آپارتمان زندگی می کن عشقو خودشون بلدن.
اما ما فقیر فقرا از خدا مدام می خوایم یادمون بده عاشق بشیم.
راستی مگه شهرزاد شعر شما تو آپارتمان زندگی می کن!!! اگه شهرزاد شما، شهرزاد منم باشه، دیدیش، سلام منو خیلی بهش برسون و شعر منو براش بخوان!!!
ع ش ق ب ل د ش د ن ی ن ی س ت حاج محمداقا. ولی خوب میشه از خدا خواستش.
اون شهر زاد نیست که توو آپارتمان باشه... شهزاده و شاهزاده توو قصر. ولی قصرش از جنس دل ثالثه... بیخیال خیلی افسانهای شد... یاد یه چیزی افتادم
سلام بر شاعر و سلام بر شاهزاده شعر.
دو بیتی خیییییییییییلی زیبایی بود که با حضور شاهزاده زیباترم شده.
چی شده؟؟؟ ...نگرانت شدم.
خدا کنه همیشه سالم باشی و پایدار...
سلام
با وجود شاهزاده از کدوم شعر حرف میزنی؟؟؟
نمیدونم قسمت نبود. برگشتم تا بازم دوستا رو اذیت کنم.
خدا به شما هم سلامتی بده
سلام همشهری
من شعرتو نفهمیدم
از دیشب تا حالا اینقدر فکر کردم که مغزم داره می ترکه
شما می دونی چی میگم
شرمنده ام
خیلی شرمنده ام
صبح که بیدار شدم روم نمی شد به هیچکس نگاه کنم
دعام کن
خیلی دعام کن
به وبم سر نمی زنی؟
خیلی وقته کامنتی ازت ندارم
اگه دوست داشتی یه سر بیا
منتظرم
فدای مهربونیت
سلام
دوبیتیهای من معنا ندارد
دلم جز بیت او ماوا ندارد
دلم مجنون صفت دنبال لیلی است
و مجنون جز بیابان جا ندارد
سلام
سر زدم این خوبه؟
:-)
سلام... این خوبه
سر زدی ... اینم خوبه
سلام خوبید؟
ممنون از حضور کرمتون در وبلاگ راز یار ۲
هم ۲ بیتیهاتون زیبا بود هم مطالبتون
اپ کردین منو بیخبر نذارید
موفق و شاد باشید
سلام
حضور دوستان به زیبایی مطالب افزوده. من از شما ممنونم
شما هم موفق و شاد باشید
[:S00
4:]
کم آوردم
سلام ثالث گرامی .
مگه خدای ناکرده ناخوش هستید ؟ امیدوارم که خداوند همه ی بیماران رو شفا بده .
شاد باشید و سلامت .
سلام
نمیدونم ناخوشم یا خوشم. ولی میدونم خدا باید شفام بده
شما هم شادبی
بسمه تعالی
"آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد مقدس: سخنانی که آقای احمدی نژاد در جلسه طلاب مشهد بیان کرد، اصول مبانی اعتقادی ما درباره حضرت حجت(ع) است و خلاف آن، خلاف مبانی اعتقادی ماست."
التماس دعا
یا زهرا
حرف حق همیشه گفتی و شنیدنی است ولی مواظب آفت مقدسزایی هم باشیم.
سلام
ممنون که خبرم کردی
ولی اون یه نفر واقعا تموم شد
نمی دونم شایدم حق با تو باشه
وقتی اون قطعه رو می نوشتم خیلی پریشون تر از این حرفا بودم که به این چیزا فکر کنم
راستی داستان پایین رو خوندم
جالب بود و آموزنده
ببخش که دیر دیر سر می زنم
دو بیتی هم محشر بود
کوتاه و تاثیر گذار
آپ کردم حتما خبرت می کنم
شاید به زودی...
سلام
اگه تموم میشد دیگه اثری ازش نبود ولی شما داری میگی اون یه نفر... یعنی هنوز اثرش توو وجودتون هست... پس تموم نشده.
به هرحال میدونی که بیدرد حرف نمیزنم
بقیشم که نظر لطفتونه
به امید خدا.
به به !!!
ناز بووووووووووووودا ! :)
خوش باشیییییییی
یه سر بیا هااااا وگرنه ...
روزات برفی
مگه تو هم دیدیش!!!
سلام.
کاشکی پرنده ای بودم پر می زدم رو بومتون ، شاید یه روز پنجره ها رو وا کنی، آبم بدی دونم بدی عشق و خودت یادم بدی ، شاید یه روز اسم منو صدا کنی
اگه میدونستی من دیگه آپارتمان نشینم و بوم من واحد بالاییاس...
از پشت پنجره میترسم حاجمحمدآقا...
هرچند یه شعره ولی ... عشق یاددادنی نیست.
سلام خوبی
دو بیتی قشنگی بود
خودت اینو سرودی؟؟؟؟
سلام
و واقعا سلام بر خوبی و خوب بودن
رباعیهای ثلاثانس در چهاردیواری دلتنگی
سلام نسل دومی که هیچ وقت درکم نکردی
به روزم و منتظرت
سلام نسل سومی که هیچ وقت درکت نکردم
همیشه بهروز باشی
سلام
شعرتون خیلی قشنگ بود..
میگم فکر کنم به قول دوستمون اگه تو بیت دوم یه ویرایش کوچولو بکنید روون تر میشه..
تو در درس عشق مرا ابتدا.... و در عاشقی انتهای منی..
ممنونم که بهم سر زدید...
سلام
ولی شاهزاده قشنگتر از شعر منه. باور کن.
و باور کن انتهای عاشقی ویرایش نداره
سلام داش عباس شنیدم نور بالا زدی الان چطوری من از همه کسانی که به وبلاگت رفت وامد دارند تقاضا دارم برای سلامتی شخص ثالث دعا کنند
سلام
حاجی من کلا نوری برام نمونده که بالا باشه یا پائین...
خدایا راضیم
حتی به یک فانوس
به یک فانوس تا پیدا کنم راهم در این صحرا
سلام ثالث گرامی .
خوبه که افسانه های آدم حقیقی باشه ...
و خوبه که موندگار باشه ...
خیلی خیلی زیبا بود .
یا حق .
سلام
و خوبه که بعضی حقایق تبدیل به افسانه شن ...
تا موندگار بشن...
زیبا بود... زیبا هست... و زیبا خواهد ماند...
یا علی
سلام.
خوبه ولی اگر بیت دوم یه کم ویرایش بشه زیباتر می شه.
ممنونم از حضورتون.
موفق تر باشید.
سلام
انتهای عشق هیچ ویرایشی نداره
ممنون از راهنمائیتون
سلام
چه قشنگ . خوش به حال شهزاد !
سلام
خوش به حال من!!! که اجازه دارم براش شعر بگم
شهزاد ؟ :)
ازخودتون بود شعر؟
حرف نداشت...
راستی شرمنده من نمیدونستم اون فقط یه داستانه! فکر کردم خاطره است :)))
شاهزاده
دو بیت از دلتنگیهای ثالثانه
سخن کز دل برآید...