X
تبلیغات
رایتل

معادله‌ای به نام ...  چاپ

تاریخ : دوشنبه 6 اسفند 1386 در ساعت 12:38 ق.ظ

(هوالمحبوب)

گفت آپ نمی‌کنی؟ گفتم یه جورایی دل و دماغ ندارم. گفت آخه این روزا ولن‌تاینه. گفتم خوب. گفت خوب که خوب روز عاشقاس. گفتم روز عاشقا!؟... روز عاشقا! مگه عاشق روز و شب داره؟

بگذریم. راستش بحث دل و دماغ رو همینجوری آوردم که پاراگرافم ردیف باشه والا خدا می‌دونه هیچ‌وقت نخواستم برات کم بذارم. بعضی وقتا بدرقم کف‌گیر وقت به ته دیگش می‌خوره. فعلا به‌دلیلی این مطلب رو تکرار می‌کنم. توش یه رابطه هست. ببینم می‌تونی به قول مهندسا یه منحنی بهش برازش کنی.

شخصک ثالث (یعنی وقتی 5ساله بوده): مامان بلیم خونه بابابژلگ؟

...

شخصچه ثالث (بزرگ‌تر از شخصک یعنی حدود 10 سال بعد): بابا کی میریم خونه عمو؟

...

شخص ثالث (25 سال بعد): خانم! یه سر بریم خونه بابام، بزرگ فامیله.

...

جناب شخص ثالث (40 سال بعد): خانم! بچه‌هارو حاضر کن یه سر بریم خونه داداشم، بزرگ فامیله!

...

حاج‌آقا شخص ثالث (55 سال بعد): خانم! چرا کسی بهمون سر نمیزنه؟ مثلا بزرگ فامیلیم!

...

گرگ اجل یکایک زین گله می‌برد

وین گله را بین که چه آسوده می‌چرد!

...

راستی متغیر این معادله می‌دونی چیه؟

شخص ثالث از مجموعه تمام موجودات زنده دوپای روی زمین (از جمله ...)

 

نظرات (14)
قرار نبود آنوقتهای تو جایشان را با این وقتهای من عوض کنند

قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند

..............

سایتون سنگین شده می دونستین؟؟؟؟!!!!
دوست خوبم:
شاید از سنگینی اعمالم باشه که داره کمرمو میشکنه
کجااایین شماا؟!
دوست خوبم:
در وادی هجران شما پرسه زنانم
تقدیر چنین باشد و تدبیر ندانم
...
مهم نیست کجام. مهم اینه که اون جایی که هستم کاری میکنم که بگم کاری کردم.
بسمه تعالی
اربعین شهدای کربلا را تسلیت و ورود شهدای اربعین را تبریک می گویم.
چون حضورشان برای ما بسیار پر برکت و خیر است.
دعا می کنیم که ماه هم شهید شویم. نه اینکه به دنبال مردن در راه خدا باشیم. بلکه چون شهادت لیاقت و تقرب می خواهد ما هم دعا می کنیم به آن برسیم که در پس آن ان شاء الله شهادت هم نصیبمان گردد.

مطلب جالب و مفیدی بود مخصوصا برای من مهندس.
خوشحال می شم ارتباط بیشتری با شما داشته باشم.
لینک شما را قرار دادم.

التماش دعا
دوست خوبم:
امیدوارم کات و پیست نباشه. ولی چندتا نکته داشت که حتما میام
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم


باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
دوست خوبم:
اونی که بودت کرد و کمک کرد که هست باشی پاست داشت ولی ن ف ه م ی د ی
خیلی ها هم بودن که همه دونستن هستن ولی وقتی نبودن دیگه کسی یادش نیومد که بودن
من نمی فهمم متغیر معادله چیه....



یادمه اون موقعها که بابابزرگم زنده بود آخر هفته ها همه جمع می شدیم خونشون. بابزرگ یه تشکچه داشت که همیشه رو اون مینشست. همه دورش جمع می شدیم اونم یکی یکی ماچمون می کرد. نازمون می کرد. برامون حرف میزد. شب ماما ن بزرگ کله جوش درست می کرد. فکر کنم بدونی چه غذایه مگه نه؟ چقدر خوشمزه بود...
یادمه تابستونا همه با هم می خوابیدیم رو پشت بوم.ستاره ها رو می شمردیم. هر کی واسه خودش یه ستاره انتخاب می کرد. همیشه همه می خواستن ستاره بزرگه مال اون باشه. هر کی اول ستاره رو نشون می داد می شد مال اون.یادمه خوابمون که نمی یومد همه تو رختخواب می نشستیم. دو تا گروه می شدیم بعد گل یا پوچ بازی می کردیم.من و بابایی همیشه تقلب می کردیم. همه می دونستن. می گفتن شما دغل میدین.نمی دونی چه حالی میداد. زندگی می کردیما. چه روزای خوبی بود. همیشه منتظر آخر هفته بودم. بابایی خیلی وقته نیست.اون روزا هم دیگه نیستن. خیلی وقته نیستن.دلم لک زده واسه اون موقعها. روزای دوست داشتنیمون دیگه رفتن.چرا اینجوری میشه؟ منی که هنوز ۲۴ سالمه اینقدر سرم گرمه که یادم میره پنج شنبه ها برم سر خاکش. خیلی بی معرفتم می دونم. می دونم بابایی ازم دلخوره. آخه خیلی وقته دیگه نمی یاد تو خوابم.این پستت رو که خوندم دلم گرفت . ثالث حالا بابای من بزرگه فامیله. خیلی وقته دیگه کسی بهش سر نمی زنه. همه مشغول کارای خودشونن. یادشون رفته که واسه چی زنده ان. بعضی وقتا از اینکه دارم اینجوری زندگی می کنم حالم به هم می خوره.ای بابا....مامان دیشب می گفت دوره ی آخرالزمان شده.راست میگه مگه نه؟ کاشکی یکی از این جمعه ها بیاد. کاشکی یه اتفاق بیفته همه بفهمن چرا اینجان.همه بدونن چرا زنده ان.اما حیف که بیدار کردن آدما خیلی سخته.

دوست ندارم از این بزرگتر بشم. این روزا میرم دادگستری. خیلی اتفاقا میفته که اعصابم رو به هم میریزه. چاره ای نیست. ۱۰ روز باید اونجا کار کنم.نمی دونی چه چیزا میبینم. روحیم خرابه. دارم کم میارم.


خیلی گفتم ببخش.

فردا می خوام برم امامزاده. دلم واسه بابابزرگ تنگ شده...

راستی منو همیشه دعا کن.

تو از مجموعه ی تمام موجودات زنده ی دو پای روی زمین ( از جمله آدم خوبایی که من خیلی بهشون ارادت دارم)

همیشه سرزنده باشی الهی


دوست خوبم:
متغیر این معادله موجود دوپایه‌ایه به نام ا ن س ا ن
چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم.
ممنونم بابت همه چیز
سلام
اربعین حسینی رو بهتون تسلیت میگم
با یه خاطره به روزم سربزنید
در ضمن نظر یادتون نره
ممنون
دوست خوبم:
سلام
ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المونین لاتبرد ابدا
...
اربعین که سهله
سلام
ناراحت نباش این کفگیریه که به همه دیگه میخوره
میدونم ناراحتی که این کفگیره باعشس شده تا نتونی هدیه تهیه کنی
ولی فکر کنم برای اون همین مطلبت کفایت میکنه چون دلاش وبدست اوردی موفق باشی
به من سر بزن
دوست خوبم:
سلام
کاش میفهمیدی چی گفتم. کاش میفهمیدم چی گفتی
سلام
نمی دانم شما در این دنیای مجازی ، بزرگ وبلاگی هستین یا نه ؟ ولی ما به شما همیشه سر می زنیم
دوست خوبم:
سلام
هستم ولی نیستم.
خدا کنه یه روزی نیاد که ازم بپرسن یه عده بودن که وقتشونو میذاشتن و وقتشونو میگرفتی و ... وقتشون ارزش داشت چرا بیهوده تلف کردی؟
اون روز من هیچ جوابی ندارم
چه جملات جالبی بودن!!.. یه جور چرخه!!!!!
هیلدا
دوست خوبم:
جالبترش اینه که خودمونم توو این چرخه‌ایم و باور نداریم
سلام
خیلی وقت بود که سر نزده بودم
فکر کنم یه چیزی مثل سرماخوردگی که همه گیر شده بود اومده سراغ آدما البته اگه بگن مد شده تعجب نمیکنم که همه دارن عاشق بودن رو ترک میکنن .و این به جای سرماخوردگی زمستون شده میوه شب عید !
ببخشید ها ولی
جمع کن دستو پا تو شاد باشین دنبال بهونه باشید برای خوشحال بودن نمیدونم یه چیزی تو این مایه ها
دوست خوبم:
سلام
خوب میگی ها ولی شاد شاد هم که باشی جزو متغیرای این معادله‌ای
ندانم نوحه ی قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون ما غمی دارد شبانروزی؟؟؟
...
آنان که کهن شدند و آنان که نوئند
هریک به مراد خویش چندی بدوند
این کهنه جهان به کس نماند باقی
رفتند و رویم و دیگر آیند و روند...!
خوش حالم کردی که اومدی
دوست خوبم:
کاش کتاب زندگی یه جور دیگه ورق میخورد
..
قشنگ گفتی
نازییییییییییییی. آخ چقدر دلم سوخت! راست می گی دیگه زمونه عوض شده. کسی یادش نمی مونه به بزرگتر سر بزنه. ای بابا
دوست خوبم:
یادت باشه یه روزی هم تو میشی بزرگتر فامیل
salam dost aziz va Gol khobi wblaget ghashang bood va jaleb tonesty be man sar bezan va az barname haye yaho 8 final Estefadeh kon va be dostanet moarefy kon montazeret hastam
khosh hal shodam
behshad
bye
دوست خوبم:
یه حسی بهم میگه اصلا وبلاگم رو نگاه نکردی. با این حال چشم.
به نظر من البته اگه نگی کی نظر تو رو خواست 25 سالگی ی کم زود نیست ازدواج کردن مگه حولی؟
دوست خوبم:
ثالث وقتی ۲۵ ساله بود ۲ سال از ازدواجش گذشته بود. اصلا زود نیست. دیرم هست.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد