خاتون  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 7 تیر 1385 در ساعت 05:24 ق.ظ

(هوالمحبوب)

دویدم و دویدم، سر کویی رسیدم

اونجا خاتونو دیدم، خدایا چی میدیدم!

یه خونه پر از دود! دود از آتیش در بود

خاتون و دیوار و در! یه میخ،‌ اونم خون‌آلود

یه مرد با دست بسته! با یک قلب شکسته

چهار تا گل هراسون! کنج اتاق نشسته

حال خاتون چه بد بود، رو چادرش یه رد بود

رد خونو نمیگم، انگار جای لگد بود

بیرون یه دیو سیا، باهاش یه مش بی‌حیا

خاتون صدا زد: علی! کمک میخوام،‌ زود بیا

دو دیو وحشیانه، یکی با تازیانه

یکی قلاف شمشیر، اف به تو ای زمانه

همهمه بود و فریاد، یه غنچه بود که افتاد

علی نیا! خاتون گفت، بذار تا یک زن بیاد!

تو کوچه جنب و جوش بود، علی ولی خاموش بود

خاتون صداش نیومد، گمون کنم بیهوش بود

دیو سیاه پلید، تا خاتونو بیهوش دید

علی رو با یه ریسمون، به سمت مسجد کشید

خاتون که نیمه‌جان بود، زخمی و ناتوان بود

مدافع ولایت، تو کوچه‌ها دوان بود

خاتون دلش غوغا بود، دلواپس مولا بود

وقتی رسید به مسجد، شفق تو کوچه‌ها بود

نظرات (52)
سلام
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد

از اینکه به همون سر می زنید ممنونم
سلام دانای کل
دویدم و دویدم به وبلاگت رسیدم اما وقتی رسیدم به ضد حال رسیدم
وبلاگ خوبی داری قدرشو من میدونم من این وبو نداشتم نظرامو خوب نوشتم اونم به من عیدی داد وبلاگ ثالثی داد
از خوبی‌ها بنویس ... از پیام‌آور عشق و رحمت
همت کن و سری به ما بزن
منتظرت هستم
سلام

منی که محور هستی خدا به دستم داد
می طهور ز خمخانه الستم داد
علی بت شکنم من که بعد از آنهمه فتح
به یک شکستن پهلو فلک شکستم داد

شاد باشی از ظهور مولا
یا علی
سلام... خوبی... متن زیبایی بود ... من هم به روز هستم ... و منتظر شما دوست عزیز ... موفق و پایدار باشی بای
سلام
وبلاگ زیبایی داری تبریک میگم
افتخاری بده به ما هم یه سری بزن
با تشکر کاتارو
باااااااااااااااااای

آپ کردم منتظر نظرات شما
سلام...با یه داستان به روزم...مال ۲ سال پیش و اولین داستان بزرگسال...حسابی نقدش کن... منتظرتم...از دیدگاه یه شخص ثالث نقد کن!
سلام
خسته نباشید
ممنون از نظر لطفتون
خیلی عالی بود شعر وبلاگتون
موفق باشید
سلام ...
این پستی که گذاشتید زیباست.
من هم بالاخره اپدیت کردم. خوشحال میشم سر بزنید
سلام...

میلی که واسم فرستاده بودی به دستم رسید..!ولی هر کاری که کردم نتونستم عکسو ببینم..!نمی دونم..دوباره سعیمو می کنم اگه بازم نتونستم می گم دوباره واسم بفرستی.....مرسی بابت لطفت...
سلام دوست عزیز
من یک شیعه هستم که روزگاری طلبه علوم دینی بودم و حالا سالهاست که کار و زندگی ام شده تاریخ! به احساس و باورت احترام می گذارم ولی باور کن که داستانهای واعظان و مداحان در باب حضرت زهرا (س) ریشه بر آب دارد نه در حقیقت
دوست خوبم:
سلام
میدونم. میدونم کمتر واعظی میدونه یا میتونه عنوان بکنه که در واقع میخ دری در کار نبوده بلکه نوک شمشیر مغیره بود که عمر در یک لحظه که خیلی عصبانی شده بود اونو ناگهان از کمر مغیره کشید و ...
و الا میگفتن که ابوبکر خیلی توصیه کرده بود که عمر حتما حتما بدون شمشیر بره ولی مغیره و اطرافیاش حتما مسلح باشن. اون میدونست که شخصیت عصبی عمر ممکنه نقشه‌های چندسالشون رو به باد بده. بنابراین اون نباید مسلح باشه. ولی از طرفی ممکنه علی دست به شمشیر ببره...
بله صادق دوست عزیز. اگه تاریخ میتونست امانت‌دار خوبی باشه مولا بهش اعتماد میکرد و میگفت قبر خاتون کجاست. صادق اگه واقعا طلبه بودی و اگه واقعا داری تاریخ میخونی واقعا ازت انتظارای خیلی بیشتر از اینا میره.
در هر حال خدا همه مونو عاقبت به‌خیر کنه.
سلام
امیدوارم همون خاتون شعر شما راهنمای هممون باشه
ممنون که به من سرزدید
عشق آن چیزی است که در اوج خستگی ٬ لبخند را به لبانت می آورد.

سلام ! آپم ها [خونسرد]
سلام دوست عزیز
ممنون که سرزدید.
برای خواندن آثارتان دوباره برمی گردم
ما دل به غیـر آل محمــد (ص) نبسته ایم

از هر که دل نبسته به ایشان گسسته ایم

از بهـر درک دوره نـــورانـــی فــــــــرج

در انتـظارحضرت مهدی(عج) نسشته ایم


مهدی جان !

در لحظات تنهایی قلبم ، چقدر جای تو خالیست

اللهم عجل الولیک الفرج




یا علی(ع)

هااااااااای
زیباست
منم اپیدم
بدو بیا
منتظرتم
سلام.خسته نباشین.
خیلی ممنونیم که لطف کردین و بهمون سر زدین.
اختیار دارین.... این چه حرفیه؟!؟
ما متاسفانه چند روز بود که با بلاگ اسکای مشکل داشتیم.وگرنه زود تر خدمتتون میرسیدیم.

شعر خیلی قشنگ و جانسوزی رو نوشتین.خدا لعنت کنه غاصبین حق خلافت و قاتلین حضرت زهراء(سلام الله علیها) رو.


............-:- یــــــــــا زهــــــــــرای اطــــــــــهــــــــــر -:-............

** مادر ارباب همه فدا شد **
** مدینه خونبهای کربلا شد **


«اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد»
:::...::: التماس دعا :::...:::
سلام!
چی بگم، جز تسلیت...
سلام
داد از خاتون کش و بیداد از کسانی که مرام خاتون را کشتند و می کشند......... تسلیت
--:-- بسم رب المهدی --:--
سلام عرض می کنم
شهادت مادرمونو خدمتتون تسلیت عرض می کنم.البته چند روزی از روز شهادتشون می گذره ولی ما تا ابد بی مادر شدیم و عزادارشون هستیم.
شعرتون عالی بود.

این چند بیت هم از زبان مادرمون فاطمه زهرا:

تنها نگشت خانه من قتلگاه من
کشتند پشت در پسر بی گناه من
خون می چکید ز سینه مجروح من هنوز
مسمار هست روز قیامت گواه من
بین من و مغیره خدایا تو حکم کن
در روز دادخواهی من دادخواه من
جرمم چه بود بر بدنم تازیانه زد؟!
در پیش دیده پسرم ای اله من ...

یا علی و یا فاطمه...
در پناه حق
* اللهم عجل لولیک الفرج *
خیلی خوشم اومد.

بقیه مطالبتون رو هم خوندم و خوشم اومد واسه همین شما رو به تابوتم دعوت میکنم

حالا خودت اینو گفتی؟
سلام
وبلاگی بسیار قشنگی داری
وقت کردی یه سری هم به من بزن
یا حق
سلاممممممممم
مرسی که من ایناهاشم :دی
منم با اجازه خودم شما روایناهاش :دی
موفق باشی
تا بزودی......
سلام نازنینم.مثل همیشه گل کاشتی.این بهترین هدیه ات بودومن باکمال میل اونو ازت می گیرم.بابت ایمیلی هم که فرستادی ممنون.دلم نمیاد ازت دل بکنم...نمیدونم چرا اینقدرباهات احساس راحتی می کنم.شاید بخاطراینکه یه جورایی ...بگذریم.امروزدوباره حوصله ام سررفته.داغون داغونم.راستی ۵شنبه سفره حضرت ابوالفضل داشتم.همه رو دعاکردم وبرای تو ... .خدا حاجت همه رو میده.کاش اگه نیازوحاجت من هم به صلاحمه خدا بده.
بازم بهت سرمیزنم.همیشه ومنتظر هدیه های دیگه .
برام دعاکن.خیلی برام دعاکن.باران...تاهمیشه می بارد...
دوست خوبم:
این خوبه که میگی اگه نیاز و حاجت من هم به صلاحمه خدا بده.
انشاالله اینجوریه.
سربلند باشی.
سلام ممنونم که به من سرزدی
از اینکه نظر دادی ممنون
بازم به من سر بزن
من شمارا لینک کردم اما وقتی که روی اسمتون توی قسمت لینک ها کلیک می کنم وبلاگ شما باز نمی شه ژیغام میده که چنین وبلاگی دی اسکای وجود ندارد.
لطفا بگو باید چیکار کنم .
فعلا بای
سلام...ساعتو نگاه کن...یه بار سر فرصت میام و شعرت رو کامل می خونم...ولی نه می خوام تحریمت کنم...چون من هی میام و سر می زنم و نظر میذارم... ولی نه تو میای و نه خبر میدی که آپ کردی...
فعلا تو تحریمی آقای ثالث...
امان از غربت زهرا
امان از دست های بسته ی مولا
امان از اشک های زینب
امان از ناله های حسن و حسین
امان از دل شکسته ی مهدی
امان از مظلومیت شیعه
امان از انتظار....امان
سلام...ممنون که به من سر زدید...شعر جالبی بود ...وب قشنگی داری.منم به روزم.
هاااااااای
ممنون که سر زدی
شعر جالبی داشتی
موفق باشی
بازم بیا پیشم
باااااااای
سلام بر تو که همیشه ثالثی
به روزم
سری به مرداب تنهایی من بزن
سلام
ممنونم که سر زدی
عالی نوشته بودی مثل گذشته ها
همیشه موفق باشی
یا علی
عالی بود....مرسی که هیچ وقت تنهام نداشتی.....مرسی......اینم واقعن آدمو حالی به حالی می کرد...نمی دونم چرا حس کردم همون جا وایسادم دارم اینارو نگاه میکنم....نمی دونمم
دوست خوبم:
نمی دونم چرا حس کردم همون جا وایسادم دارم اینارو نگاه میکنم....
سلام.ممنون از حضورت و باید بگم خاتون قصه ات تاج سر ماست و یارش علی عشق ماست و مرامش تربیت ما
به گونه ای نا بهنگام عمل کردن یعنی به خلاف زمان وبدین سان بر زمان و به نفع زمانی در آینده.
خوشحال می شم لینک کنم مایل بودی خبر بده
یا حق
سلامممممممممممممم
احوال شخص ثالث؟
مرسی که چشم به راهمی
شعراروخودت میگی؟
خسته نباشی
پس من کوشم تو لینکدونیت؟
موفق باشی
تا بزودی..........
سلام/خیلی قشنگ بودو مناسب/..../لذت بردم
سلام شعرتون زیبا بود و مناسب با ایام
ممنونم که خبر کردید
موفق باشید
خیلی قشنگ بود.
پیش منم بیای خوشحال میشم.

سلام
ای رهگذر
با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حروف و
واژه هایم بنگر و
آرام آرام
مرا همراه با این صفحه ورق بزن...
و بعد به رسم روزگار مراو
عمق نو شته هایم را
به دست فراموشی بسپار...
...آواره سر گردان...

سلام عالی بود ممنونم که همیشه بهم سر می زنی شرمنده می کنی مارو عالی نوشتی موفق باشی فعلا بای
با عرض سلام وتسلیت
خیلی زیبا بود مثل همیشه
به من سر بزن منتظرم
سلام
شعرت را خواندم
با آن گریستم
به یاد بی بی دوعالم زهرا
یا زهرا دستمان را بگیر
محتاجیم
سرنوشت، ننوشت ... گر نوشت، بد نوشت .....
اما باور کن : سرنوشت را نمیتوان از سر نوشت

ببین مزد رسالت چون ادا شد؟
خدایا پناه میبریم به تو از اینکه جزو یاری کنندگان مهدی فاطمه نباشیم.
خیلی شرمنده که این مدت سر نزدم . راستی من از ترانه خوشم نمیاد اما این واقعاْ خوشگل بود . بی تعارف .
سلام


ای خدای
روزهای من
مثل شب!


غم عالم
همه مال زینب....

شما راز دلم و نمیدونید:((

غمهای پیشانیم و نمیدونید..

بی خودی چشم های من تر نمیشه..


هیچ کس برام

یه مادر نمیشه....

عقده های دلمو به کی بگم؟؟

ای خدا

مشکلم و به کی بگم


....
خداحافظ ای یا ساقه شکسته
خداحافظ ای پرستوی خسته
خداحافظ ای یار و یاور حیدر
خداحافظ ای یاس پر پر حیدر
خداحافظ ای کوچه ها ی مدینه
خداحافظ ای بستر منه خسته
خداحافظ ای یار خانه نشسته
خداحافظ ای نماز نشسته
خداحافظ ای درد بازو و سینه
خداحافظ ای گوشواره شکسته
خداحافظ ای کوچه های مدینه


بابی انت و امی یا فاطمه الزهرا

التماس دعا
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده
سلام دختر رسول خدا
سلام خانم فاطمه زهرا
من فدای اون پهلوی شکستت بشم
من فدای اون چشمات بشم که می دیدی به شوهرت
امیر المومنین دارن ظلم می کنن ولی غیر از اشک ریختن کاری نمی تونست بکنه
ای گل محمدی
شفاعت کن ما را
سلام
خوبید ؟
شرمنده .. خواستم بیام ولی شما منو بیشتر شرمنده کردید ..
شعر بسیار زیبایی بود و حرف نداشت ....

منم تسلیت میگم این روز رو به همه عزیزان ..
التماس دعا و خدانگهدار دوست عزیز
محشر بود!!!
دوست خوبم:
ولی من شنیدم اگه محشر بشه منادی صدا میزنه:
آی مردم محشر چشماتونو ببندید فاطمه میخواد عبور کنه!
آخه چه جوری محشر بود با اون همه بی‌حرمتی!؟
علی نیا! خاتون گفت. بذار تا یک زن بیاد
محشره این شعر...
( تعداد کل: 52 )
   1       2    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد